خاندان خوانین شبانکاره

📚تبارنامـــــــــــــــــــــــه(۸)

معرفی طوایف دشتستان 

📖خاندان خوانین شبانکاره 

📓ملوک (شبانکاره) نام خاندانی است که از 448 تا 756 بر مناطقی از فارس حکومت کردند و آخرین فرمانروای آنان به نام ملک اردشیر بود که از 742 تا 756 ق فرمانروایی کرد.
یکی از طایفه های این خاندان به دشتستان کوچ کرده یا تبعید شدند و در این جا ماندگار شدند و گویا اولین بار در نزدیکی های زیراه و سپس در شبانکاره ساکن گردیدند.برخی بر این باورند که چون نام اسماعیل بارها در سلسله شبانکاره های دشتستان تکرار شده طایفه ای که به این جا آمده اسماعیلیان بوده است. فرمانروایان سلسله شبانکاره در شجره ها نسب خود را به اردشیر بنیانگذار سلسله ساسانی می رساندند.اسماعیل خان شبانکاره ای درگذشت (1334 ق) فرزند سهراب خان نوه رستم خان از سال ها پیش از رخداد جنگ جهانی اول بر مناطق شبانکاره و زیراه حکومت می کرد. مادر اسماعیل خان دختر احمد شاه خان از خوانین مشهور تنگستان بود و دختر اسماعیل خان همسر میرزا محمد خان برازجانی بود. خواهر میرزا محمد خان نیز همسر محمد علی خان فرزند اسماعیل خان بود. مرکز و مقر حکومت اسماعیل خان دهکهنه ( شبانکاره) بود. حدود 1308 ق اسماعیل خان منطقه زیراه را از مالک آن محمد حسن خان مافی ملقب به سعدالملک اجازه نمود و نامش را به خاطرسعدالملک که فردی متنفذ در سیاست بود به سعد آباد تغییر داد.
در زمان تجاوز دولت بریتانیا به جنوب ایران مواضع خوانین مناطق دشتستان در برابر آن ها این گونه بود: میرزا محمد خان برازجانی با آن ها به جنگ پرداخت. خوانین دالکی با انگلیسی ها اظهار دشمنی و مخالفت نمودند و خوانین شبانکاره و زیراه موضعی بی طرفانه گرفتند، نه با آن ها به جنگ پرداختند و نه با آن ها همکاری نمودند.
اسماعیل خان در سال 1334 ق درگذشت. پس از او محمد علی خان فرزند بزرگش بر مناطق شبانکاره و زیراه حکومت می کرد. از مدت ها پیش از آن رستم خان برادر اسماعیل خان و عموی محمد علی خان بر روستاهای بویری بالایی و بویری پایینی نظارت داشت. آقا خان فرزند حاج عبدا... خان پسر عموی محمد علی خان بر بخش جنوبی شبانکاره حکومت می کردند و مقر او در روستای درواهی بود. آقا خان شخصی باسواد و سخنوری دانا و ادیب بود و طبعی شاعرانه داشت و شعرهای زیبایی به ویژه در قالب دوبیتی سروده و تخلص او در اشعارش ( ناصح ) بود. امرا... خان، علی خان و بهادر در خان فرزندان آقا خان بودند. پس از آقا خان، امرا... خان بر درواهی و علی خان و بهادر خان بر درودگاه حکومت کردند. 
محمد علی خان فرزند اسماعیل خان دارای سه فرزند پسر به نام های سهراب، اردشیرو ملک منصور خان بود. مدتی پس از مرگ محمد علی خان و در سال 1310 ش حکومت منطقه زیراه به اردشیر خان و حکومت منطقه شمالی شبانکاره به ملک منصور خان رسید. سهراب خان برادر بزرگتر تمایل چندانی به حکومت نداشت. او شخصی ملایم و با گذشت بود و رفتار او با زیردستان و با مردم بسیار آرام تر از برادرانش بود. در بیشتر مراسم خوشی و ناخوشی مردم شرکت می کرد و با افراد و خانواده های داغ دیده ابراز همدردی می نمود. اردشیر خان شخصی مرتب ، منظم ، باسواد و روشن فکر بود. منزل و مقر حکومت او که به ساختمان اردشیر خان معروف بود در یک کیلومتری شمال شرقی شهر سعدآباد بود.اردشیر خان در زمان محمد رضا شاه مدتی به شهر یزد تبعید شد و چند سالی را در آن شهر گذراند. وی دارای سه پسر به نام های شاپور، ناصر و یزد جرد گردید. ملک منصور معروف به شاه منصور خان از سواد آنچنانی برخوردار نبود اما در عین حال بسیارسیاستمدار و کاردان و هوشیار بود و مقتدرانه بر منطقه تحت نفوذ خود تسلط داشت و آن را اداره و کنترل می کرد. در منطقه تحت نفوذ او کمتر کسی یارای ابراز دشمنی و مخالفت داشت و او در تنبیه ومجازات مجرمان و نافرمانان و مخالفین و آشوبگران و دزدان با خشونت هر چه تمام تر رفتار می کرد. در زمان اوشخصی به نام غلامحسین فرزند سبز علی ( غلوسوزو) بنای مخالفت و دشمنی با وی گذاشت و به همراه عده بسیاری از افراد و تفنگچی به کوه و بیابان زد و منطقه را به هرج و مرج و آشوب و ناامنی کشاند. تا این که دولت از او خواست تا آن ها را قلع و قمع کند. وقتی که دسترس به غلامحسین جسور و تفنگچی ها و افراد چابک او پیدا نکرد او را با سیاست به قلعه خود دعوت کرد و از میان برد و فتنه و آشوب را خاموش کرد.

https://www.instagram.com/p/B0mMNnRlPz0/?igshid=dz3vnom8fzn0

منبع:کتاب دشتستان و غضنفرالسلطنه اثر دکتر هیبت اله مالکی

خاندان کمالی ،ویسویی،زندوی،فیروزی،سلیمی،واقفی ،فیروزی،کمالیان،کمالی مقدم،اکبری،اکابری،خرد،اعتمادی

📚تبــــارنــــــــــــــــــــامه (۹) 📖طوایف دشتستان 📓خاندان کمالیان دشتستان 
#کمالی#کمال پور#کمالی مقدم#کمالیان#اعتمادی#خردبرازجان#اکابری#اکبری#ویسوئی#واجد#زندوی#واقفی#فیروزی#سلیمی# 📜بنا به گفته فرزانگان سالمند برازجانی خصوصا مرحوم میرزا حسین کمالی و نوشته های زنده یاد استاد فراشبندی نیای خاندان کمالی برازجان ،مردی به نام کاولی(قائدولی)از طایفه قایدان یاسوج بوده است که به دنبال یک درگیری با برادر بزرگترش به همراه دو برادر دیگرش به نام های کاحسنعلی و کاحاجب از یاسوج خارج شده و رهسپار بلوک ممسنی میگردند سپس کاولی به برازجان آمد و کاحسنعلی به روستای کلان و عبدوئی کازرون رفت و کاحاجب نیز در شبانکاره منزل گزید.کاحسنعلی نیای کمالی های کلان و عبدوئی و کاحاجب نیای خاندان کمالی شبانکاره است. 📔کاولی در برازجانی که به همت سالم خان مسیر ترقی و رشد را آغاز کرده بود نامور شد.پس از چندی او دارای دو پسر بنام های کربلایی کمال و کربلایی جمال شد.کربلایی کمال هم دو فرزند به نام های حسین بگ و کربلایی نوروز داشت که تا هنوز نامشان به نیکی زبانزد است.کربلایی کمال دختری داشت به نام خاتون که همسر ملاحسین فرزند ملاابراهیم ویسوئی شد و به دلیل همین وصلت فرزندان ملاحسین به کمالی نامور گردیدند.
حسین بگ فرزند کربلایی کمال هم چهار دختر داشت که یکی از انها به نام شهربانو همسر رضا زنگنه پسر اکبرزنگنه شد که بعلت همین وصلت فرزندان رضا به کمالی مقدم نامور گردیدند. 📔📓📒خانـــــدان ویســـــــوئی :خاندان ویسوئی پیش از آمدن به برازجان در روستای بنداروز سکونت داشتند و نام این خاندان از نیای پیشین آنها ملا ویسا گرفته شده است .این خاندان بیش از ۲۵۰سال پیش به برازجان آمدند و از اندک شمار خاندان های ایرانی هستند که از روزگار باستان تا به امروز در دشتستان سکونت داشته اند.گواه سخن ما نام نیای خاندان ویس یا ویسا و منسوب کردن ایشان به "زند"که نام خانوادگی ویسوئی و زندوی از این جا سرچشمه گرفته است.
به گفته استاد فراشبندی این خاندان پس از بیرون آمدن از بنداروز در کوی علی آباد برازجان منزل گزیدند.بعلت وصلت ملاحسین با دختر کربلایی کمال کمالی بخشی از نوادگان  ایشان به کمالی شهرت یافتند.
در روزگار غضنفرالسطنه برازجانی کربلایی محمدحسین فرزند ملاحسین مامور استیفاء مال دیوان و حل و عقد امور دیوانی بود.کربلایی فتح الله فرزند کربلایی محمدحسین نیز از جمله معاریف (ناموران)شهر برازجان بودند

https://www.instagram.com/p/B1Ft2xVgZKo/?igshid=pvvcafpe58z

خاندان سادات سیاسی دشتستان

📔تبــــارنامــــــــــــــــــــه(۱۰) 📓طوایف دشتستان 📕خاندان سیاسی و سادات قلعه برازجان
#سیاسی#موسوی#کاظمیان#امیری#معراجی#محمدی 📚حاج آقا میرابوالقاسم برازجانی،نامور به حاجی آقا نیای این خاندان می باشد.این خاندان با سادات قلعه برازجان یا میرقاسمی پیوند نزدیک دارند و با خاندان خوانین،روسا و بیگزادگان گزبلند و خوشاب پیوندهای خویشی بسیار دارند.فرزند ارجمند حاجی آقا سید محمدرضاسیاسی بود که از بزرگان دشتستان و در روزگار غضنفرالسلطنه و ضرغام السلطنه وزیر و مشاور و ریش سفید آندو بشمار میرفت.
https://www.instagram.com/p/B1R1Nicgtws/?igshid=y9qjqmvm4n64

 

 

شهید حیدربیگ خوشابی و محمدرضابیگ زیارتی(خوشابی)

📄بزرگترین رویداد دوران روزگار محمدحسن خان برازجانی(حاکم برازجان)

🔰(جنگـ اول ایران و انگلیس و نقش دشتستان)

📓در سال ۱۲۳۵هجری شمسی بعلت سرپیچی حاکم هرات از دولت ایران و اعلام استقلال نیروهای ایرانی به فرماندهی حسام السلطنه(فرزند عباس میرزا) هرات را فتح کردند.دولت انگلیس که وضعیت خود را در خطر دید با ۳۰کشتی جنگی و ۱۰هزار نفر مرد جنگی  به بوشهر حمله نمودند تا با تصرف بوشهر حکومت مرکزی ایران را مجبور کنند از هرات عقب نشینی نماید.

📜دریابیگی حاکم بوشهر بعلت ضعف قوای دولتی و نبود نیروی جنگی در بوشهر به ناچار از خوانین تنگستان و دشتستان تقاضای کمک کرد.باقرخان تنگستانی به همراه ۴۰۰نفر تفنگچی به عزم دفاع وارد بهمنی بوشهر گردیدند و محمدحسن خان برازجانی به همراه دو سردارش محمدرضا بیگ زیارتی و حیدربیگ خوشابی و عده ای تفنگ چی در برج مقام کنونی سنگر گرفتند. نیروهای انگلیسی در هلیله پیاده و به طرف بهمنی محل قوای باقرخان تنگستانی حرکت کردند.

📃در روز ۱۸ اذرماه  سال ۱۲۳۵خورشیدی نبرد بین قوای تنگستان به رهبری باقرخان و قوای انگلیسی شدت گرفت.نیروهای تنگستانی به رهبری احمدخان و احمدشاه خان ،فرزند و برادرزاده باقرخان ضربات سختی به قوای انگلیسی زدند و موجب عقب نشینی انها گردیدند.نیروهای انگلیسی که وضعیت را چنان دیدند از دریا و خشکی مجاهدان ایرانی را به توپ بستند و تلفات سختی به قوای تنگستان وارد نمودند طوری که احمدخان و احمدشاه خان هر دو کشته شدند.باقرخان که فرزند و برادرزاده اش را ازدست داده بود برای نجات نیروهایش جنگـ را ترک و به تنگستان رهسپار شد.

📖نیروهای محدود دشتستانی در برج مقام کنونی سنگر گرفته و چند توپ بر فراز برج گذاشته بودند و منتظر دشمن متجاوز بودند دریغ از اینکه از قدرت تسحیلاتی و تعداد افراد دشمن اطلاع داشته باشند.ناگاه سربازان انگلیسی با شش فوج سرباز و هزار سوار و سی عراده توپ به برج حمله ور شدند و نیروهای دشتستان به دو دسته تقسیم شدند و به مقاومت سرسختانه ای با کمترین امکانات پرداختند.با مقاومت جانانه مردم دشتستان انگلیسی ها از سوی دریا و با کشتی های جنگی برج خلعت پوشان را به گلوله بستند و توپچیان ایرانی را از میان برداشتند.سران ایرانی چون یارای مقاومت نداشتند به سوی بوشهر حرکت کردند تا از تیرس توپچیان انگلیسی مصون بمانند.دسته اول به رهبری محمد حسن خان برازجانی و محمدخان دشتی در دروازه بندر با سپاه انگلیس برخورد کردند و با از خودگذشتگی نیروهای تحت امرشان توانستند به گوشه ای از شهر پناه ببرند.دسته دوم به رهبری محمدرضا بیگ زیارتی(خوشابی)و حیدربیگ خوشابی به همراه نیروهای تحت امرشان برای شکستن محاصره و حرکت بسمت دشتستان با رشادت تمام سپاه دشمن را شکافته و از میان لشکریان انگلیس بیرون تاختند یکی از سواره نظام های انگلیسی با شمشیر زخمی سخت بر سر حیدربیگ فرود اورد که وی از اسب سرنگون شد ،محمدرضابیگ وقتی به پشت سر نگاه کرد و عموزاده خود را بر زین اسب ندید با چند تن از نزدیکانش با تهور و بی باکی برگشتند و با شمشیر چند انگلیسی را بدرک فرستادند لیکن تفنگداران انگلیسی از راه رسیدند و دسته جمعی آتش گشودند و محمدرضابیگ را همچون حیدر بیگ ،احمد خان و احمدشاه خان بشهادت رساندند.با کشته شدن سرداران بنام دشتستان و تنگستان محمدحسن خان برازجانی و محمدخان دشتی با نیروهای باقیمانده به دیار خویش بازگشتند و سودای انتقام خون سرداران ایرانی را در سر پروراندند.

📔انگلیسی ها پس از تصرف بوشهر حاکم بوشهر را به بمبئی تبعید و جهت فشار بیشتر به دولت مرکزی و خروج از هرات به سمت برازجان حرکت کردند که مقدمه نبرد خوشاب و دالکی گردید که در نهایت بر اثر خیانت صدراعظم خائن قاجار میرزا اقاخان نوری و سردار نالایق سپاه ایران شجاع الملک که برادرزاده صدراعظم بود و از فنون جنگی چیزی نمیدانست سپاه ایران شکست خورد و مقدمه جدایی هرات از ایران گردید.

📒 علی رغم ارزش والای شهید و برگزاری متعدد یادواره جهت شهدای پس از انقلاب متاسفانه تاکنون هیچگونه یادبودی یا حتی بزرگداشتی جهت دلیل مردانی که با بذل جان خویش خواستند نگذارند بخشی از خاک ایران جدا شود برگزار نگردیده است و حتی صدا و سیمای استانی نیز شرحی از این رشادت ها بیان نمی نماید. ولی مطمنا مردمان این خاک و خصوصا نویسندگان یاد دلیر مردانشان را هیچگاه از خاطر نخواهند برد.


📚برگرفته از کتاب 
دلاوران دشتستان:اسماعیل شهرسبزی
جایگاه دشتستان در سرزمین ایران:سروش اتابک زاده
دشتستان و غضنفرالسلطنه:دکتر هیبت اله مالکی
جنگ ایران و انگلیس :علیمراد فراشبندی
جنوب ایران در مبارزات ضداستعماری:علیمراد فراشبندی

 

 

خاندان گرمسیری دشتستان

📜تبــــــارنـــــــــــــــــــــامه (۷) 📓معرفی طوایف دشتستان 📚خاندان گرمســــــــــــــیری 📖خاندان گرمسیری به گفته آگاهان این خاندان و به نوشته استاد ارجمند زنده یاد فراشبندی،گرمســـــیری ها از چارپاداران یا چارواداران شهرستان گرمسار(استان سمنان) بوده اند.که در روزگار محمدحسن خان برازجانی (تقریبا ۱۸۰سال پیش)از گرمسار به شهر برازجان کوچ کرده اند و چون دارای چهارپایان بسیاری برای حمل و نقل یا جابجایی کالا بودند در گوشه شمال شرقی قلعه شهر ساکن شدند.
https://www.instagram.com/p/B0bxN7tg3vz/?igshid=13s8x49rs1as3

 

 

خاندان سادات شجاع الدینی دشتستان

📰تـــبارنـــــــــــــارمه (۶)

معرفی طوایفـــــــــــ دشتستان 📖خاندان سادات شــــــــــجاع الدینی 📚سادات شجاع الدینی ،اصلا از مردم فهلیان (ممسنی)بوده اند.حاج سید علی اکبر نیای این خاندان به سبب درگیری که با سران آن بلوک برایش پیش آمده از فهلیان بیرون آمده در حالی که سه برادر وی را همراهی میکردند رهسپار دشتستان میگردد.حاج سیدعلی اکبر نخست در روستای بنداروز سکونت گزید.سپس از آنجا به برازجان آمد و در برازجان ماندگار شد .کار حاج سیدعلی اکبر تجارت و بازرگانی بود و تا امروز بیشتر فرزندان و نوادگان ایشان هم بازرگان و بازاری هستند.ناگفته نماند برادران حاج سیدعلی اکبر یکی در کازرون و دیگری در بوشهر و سومی در شیراز سکونت گزیده اند.

https://www.instagram.com/p/B0YObM0gCMe/?igshid=18gdhzijqfd

خاندان شحنه برازجان

📓تبـــــــــارنـــــــــــــــامه (۵) ✏معرفی طوایــــف دشتستان 
خانــدان شحــــــــــــــنه 
۱.شحنه کربلایی عباس که از کوه مره و دوسرون به برازجان آمدند
۲.شحنه شبانکاره یا شحنه هایی که از روستای برمک به برازجان امدند
۳.شحنه کوفی که فرزندگان کامظفر هستند.
۴.شحنه محسنی که فرزندان نوشاد هستند.


https://www.instagram.com/p/B0VikYMgnn-/?igshid=1qyy2cfj0ekte

 

 

خاندان خسروی برازجان

📜تبـــــــــــارنامـــــــــــــــــــه(۲)

معـــــــرفی طوایــــف بزرگ دشتستان

🔰خــــانـدان خســــــــــــروی برازجان

📖این خاندان از پیوند دو تیره شکل گرفت.یک تیره فرزندان آقا محمدعلی فرزند آقاعلی اکبر فرزند آقا بزرگ خشتی ،که همسر آقا بزرگ نیز دختر میرزا جهانگیر جعفر جنی بود. و آقا بزرگ از بازماندگان خاندان آقایان خشت بود که آن خاندان یکی از خاندان های بزرگ در جنوب فارس بوده است.تیـــــره دیگر فرزندان شخصی به نام خســــــــرو از مردم کازرون بودند که در کازرون به قصابی اشتغال داشتند (نیای کربلایی ابول خسروی).این دو تیره در روزگار حکومت محمدحسن خان بر برازجان یعنی حدود ۱۸۰سال پیش به برازجان آمدند و پس از چندی میان آنها پیوند خویشاوندی انجام گرفت و از ان پس به خاندان خسروی برازجان شهرت یافتند.

📓البته سه خانواده دیگر نیز پس از کوچ به برازجان به خاندان خسروی پیوستند که آن خانواده ها بشرح زیرند

✅۱.مردی بنام غلامحسین فرزند جعفر فرزند عباس فرزند جعفر ،از یک خاندان کرد تبار همدانی که برای تجارت و بازرگانی به برازجان امد و رفت داشت پس از مدتی در شهر برازجان ساکن شد.غلامحسین همدانی فرزندی بنام جعفر داشت و جعفر فرزندی به نام حاج غلامحسین،چون دختر حاج غلامحسین با کربلایی حسین فرزندی مشهدی اسماعیل بزرگ خاندان خسروی ازدواج کرد باعث شد حاج غلامحسین همدانی و دیگر فرزندانش نیز بعدها شهرت خسروانی یا خسروزادگان بگیرند.
✅۲.دختر حاج غلامحسین کرد همدانی با غلامحسین فرزند کربلایی علیمراد لحاف دوز کازرونی ازدواج کرد که بعدها شهرت خســـــــــروی گرفتند.

✅۳.خانواده کربلایی محمدتقی فرزند مشهدی محب علی که در روزگار سالم خان از بارگاهی به برازجان امده بودند نیز با خانواده کربلایی ابول خسروی پیوند خویشاوندی برقرار کردند و به خاندان خسروی پیوستند.

📚اکنون نتیجه میگیریم که خاندان خسروی از پیوند پنج خانواده زیر تشکیل گرفته است

۱.خاندان اقامحمدعلی فرزند آقا علی اکبر خشتی
۲.خاندان حاج غلامحسین کرد همدانی
۳.خاندان کربلایی ابول خسروی قصاب برازجانی
۴.خاندان کربلایی علی مراد لحاف دوز کازرونی
۵.خاندان کربلایی محمدتقی فرزند مشهدی محب علی بارگاهی

https://www.instagram.com/p/B0UGEGagz6R/?igshid=5jx52sqzc

خاندان قایدان برازجان

تبــــــــــــــــارنامـــــــــــه (۲)

خاندان قــایــــدان دشتستان 
نیای این خاندان قاید محب از روســــــــــتای ده ملا و از طایفه چهارده تائی(استان کهکلویه و بویر احمد) بود که پیش از روی کار آمدن خوانین برازجان (تقریبا ۲۷۰سال پیش) از سرزمین خود به شهر کنونی برازجان آمدند.

 

 https://www.instagram.com/p/B0MTYX1g7EF/?igshid=klk72ih4qle6

 

 

خاندان آهنگران برازجان

📜تـــــبارنامـــــــــــــــــــه (۳)

معرفی طوایفــــــــــ  دشتستان 

✳خاندان آهنـــــــــــــــــگران 

📚بنا بر پژوهش های استاد فراشبندی،پدران این خاندان از شهـــر کاشان بوده اند.سپس به شهر کازرون امده اند.لیکن پس از چندی پیش از آغاز بنیانگذران برازجان نو، دو برادر از این خاندان به نام های فخرا و عسکر از کازرون به بنداروز آمدند و در هنگامی که برازجان کنونی را شاه منصورخان بزرگ آباد کرد به برازجان آمدند(بیش از ۲۳۰سال پیش).سالم خان برازجانی برای تامین رفاه و آسایش این خاندان که آهنگران ماهری بودند در شمال قلعه برازجان و روبروی کارگاه ارده سازی و جنوب حسینیه ی سالم خانی و در زمین هایی که خود جهت بنیانگذاری امور عام المنفعه وقف کرده بود بنای یک بازارچه شمالی-جنوبی و شرقی -غربی نهاد و به رایگان به آهنگران واگذار کرد.و آهنگران نیز تا زمانی که شهرداری در روزگار پهلوی اول زمام امور را به دست گرفت به رایگان در این دکان ها به آهنگری و نعلبندی اشتغال داشتند و انچنان که فرزانگان سالخورده ای همچون کربلایی کرم کوهستانی و حاج محمد بنی مهاجری میفرمودند این دکان های وقفی در و دربندی نداشتند و استادهای آهنگر و نعلبند شب ها آلات وابزارشان را با خود به خانه می بردند.هنگــــــامی که حاج علی برازجانی شهردار برازجان شد بیشتر زمین های ویژه نعلبندی را برای ساختن دبستانی که به دانش مشهور شد اختصاص داد و دکان های بازمانده را از آن راسته بازارها درب و دربند گذاشتند و به بازماندگان همین خاندان یا واگذار کردند یا اجاره دادند.


https://www.instagram.com/p/B0Qf_jpgJBU/?igshid=1jlsu1tfy7iv9