شهــــــــــر صفاره یا برازجان عصر قدیــــــــــم
📚شهــــــــــر صفاره (برازجان قدیــــــــم
#شهر صفاره در دوران قبل و بعد از اسلام
#برازجان قدیم
#تل خندق دشتستان
📖جغرافیای شهر صفاره:
شهرصفاره دردوره آبادانی ازتوابع(كوره اردشیر)یكی ازپنج كوره فارس بزرگ بود. اكثر جغرافینویسان متقدم اسلامی درآثار خود ازشهر صفاره بهعنوان قصبه آن روزدستقان یاد كردهاند و ازقرائن و شواهد تاریخی و آثاری كه تا امروز بهطور اتفاقی یا دراثر كاوشهای باستانشناسی در محوطه باستانی صفاره و در تل خندق واقع در5 كیلومتری شمال برازجان مركز كنونی شهرستان دشتستان بهدست آمده همگی روشن میسازد كه صفاره شهری متعلق به پیش ازاسلام یعنی دورههای هخامنشیان، سلوكیان، اشكانیان وساسانیان وتا اواخرقرن چهارم هجری نیز مسكونی واز رونق برخوردار بود.اما این شهر بزرگ که با وجود شهری چون توج یا توز باز هم مرکز تمام دشتستان در بعد از ظهور اسلام تا پایان قرن چهارم حجری بشمار می رفت در حادثه زلزله اوائل قرن پنجم نابود میشود و از ان به بعد دیگر نامی از آن در تاریخ دیده نمی شود و لذا بازماندگان زلزله، در محلی که بعدها به برازگان یا برازجان فاریاب اشتهار یافت ساکن می شوند که هسته مرکزی این شهر در نزدیک نهری واقع بود که از رودخانه دالکی به سمت جنوب غربی و سپس جنوب امتداد می یافت. خرابه های برازجان فاریاب در ۶ کیلومتری جنوب شهر صفاره در محل موسوم به "چاه آب تل"مشاهده میشود .
متأسفانه ما تا این زمان از نام باستانی آن درپیش ازاسلام اطلاعی نداریم ولی بهطور یقین میدانیم كه دربعدازاسلام و درمتون جغرافیایی این دوره از آن به نام صفاره یاد شده است. شهر صفاره همان شهری است که بعد از اسلام مرکز حکومت جعفر ابن ابی زهیر از والیان هارون الرشید بوده است.جعفر از قدرتمندترین حکمرانان هارون الرشید بوده و جایگاهی رفیع نزد خلیفه عباسی داشته است.ولی آنچه مشخص است نام صفاره ،نام شهر مذکور بعد از اسلام است.
📙وجه تسمیه نام شهر:
بهنظرمی رسد نام صفاره كه بعد از ورود اسلام به ایران به این شهر داده شد ماخوذ از نام قبیله یا طایفه عرب بنی صفار یا آل صفاره باشد كه پس از هجوم اعراب در سال 18 یا 19هجری وتصرف دشتستان بزرگ توسط آنان بنی صفار یا آل صفار در این شهرسكونت اختیار كردند و از آن پس این شهر نیز بهنام آنان صفاره خوانده شد.
📓شهر صفاره در تاریخ:
«ابوالقاسم محمد بن حوقل بغدادی» سیاح معروف مسلمان وجغرافینویس قرن چهارم هجری دركتاب خود «صوره الارض» بهشرح و توصیف سرزمین پارس پرداخته است ضمن اینكه ازشهرهای اردشیر خوره یاد میكند و از شهر صفاره نیز نام میبرد و آن را بهعنوان قصبه دستقان یا دشتگان یا دشتستان امروزی میداند.
📒ابن حوقل درجای دیگری ازكتاب خود یعنی در نقشه سرزمین پارس كه ضمیمه كتاب است محل شهر صفاره را در داخل خاك دشتستان و به فاصله كمی دورتر از ساحل دریای پارس ترسیم كرده است.
اما آنچه امروزه اطلاعات و دانستههای ما را درخصوص شهر صفاره بیشتر و دقیق تر میسازد پژوهشهای علمی میدانی و كاوشهای باستانشناسی است كه نتایج خوبی را به دنبال داشته و همین پژوهشها و دستاوردهای باستانشناسان است كه تحلیل ما را در مورد شهر صفاره به حقیقت نزدیكترمی سازد.
📗حدود جغرافیایی شهر باستانی صفاره:
شهرباستانی صفاره كه در منابع و متون جغرافیایی وتاریخی از آن سخنی به میان آمده است درشمال روستای امروزی محمدآباد (دهقاید) ازتوابع شهرستان دشتستان ودر5 كیلومتری شمال برازجان مركز این شهرستان و درساحل چپ رودخانه دالكی قرار داشته است.
آثار بجای مانده از شهر صفاره
درسال 1372 خورشیدی طی عملیات خاكبرداری كه توسط یكی از زمینداران محل برای تسطیح كردن زمینهای زارعی در 2 كیلومتری روستای دهقاید صورت گرفت فرد مورد نظر به یك مجسمه سنگی برخورد كه به شكل چوپان و این چوپان درحال نی زدن بود.
این مجسمه به مسئولان سازمان میراث فرهنگی و جاذبههای گردشگری تحویل داده شد . پس از مطالعات لازم از سوی متخصصان معلوم شد كه این مجسمه تندیسی است از خدای پان یونانی.
مجسمه الهه پان مجسمه ای مرمرین است كه قسمتی از آن مفقود و بخش موجود نیز به دو نیم شده و مربوط به دوره سلوكیان و فرهنگ اساطیری و ادیان یونان باستان است.
این الهه نگهدارنده مراتع، چوپانان و گله ها بوده است و به دلیل هنر ساخت و این كه به تنهایی گنجینه ای از اطلاعات ارزشمند تاریخی را در خود دارد به عنوان یكی از شاخص ترین اشیای برجا مانده از فرهنگ هلنیستی در ایران است.
با پیداشدن این مجسمه و آثار فراوان دیگری مانند سنگ زیرین آسیا ، گوپال ، آجر، سفالهای شكسته ساده لعابدار، كوزههای كوچك و بزرگ، شیشه سفید و رنگین و شالوده ساختمانها، حدس زده شد كه مجسمه یافته شده همان تندیس خدای پان یونانیان باشد كه در این محل پیدا شده است.
دنبال آن حدس زده شد كه خرابه شهری نسبتاً بزرگ در زیر خاك نهفته است كه باید براساس اقوال جغرافینویسان و پژوهشهای نگاره همان صفاره باشد.
📙در سال 1373 خورشیدی یك هیأت باستانشناس به سرپرستی مهندس «احسان یغمایی» که در اکتشافات کاخ کوروش نیز نقش مستقیم داشت بهطور رسمی فعالیتهای باستانشناسی خود را در این محل آغاز كرد و پس از حفاریهایی در چند نقطه شالوده یك آتشكده بر بلندی یكی از تپههای این محل كشف شد.
در چند متری این آتشكده نیز آثار محرابی با طاقچههای زیبا كه با گچ اندود شده است بهدست آمد. همچنین در این كاوشها در محلی قدیمی موسوم به تل خندق بقایای یك دژ نظامی كشف شد. این دژ دارای دیواری مدور و به شعاع 50 متری است كه بهدست انسان ساخته شده وخشتهای خامی كه در ساختن حصار آن به كار رفته است كاملاً مشهود است.
پیرامون این دژ خندقی حفر شده كه اكنون انباشته از خاك است، در بعضی نقاط آثارخندق به نحوی دیده میشود.
*آثار بهدست آمده طی حفرههای باستانشناسی واشیایی كه بهطور پراكنده و به فراوانی درمحوطه مورد نظر یافت میشود معلوم میسازد كه شهر صفارهای كه جغرافینویسان مسلمان در آثار خود به آن اشاره كردند در همین محل قرار داشته است و این شهر چنانكه گفته شد مربوط به قبل از اسلام است.
📚گردآورنده شهســـــــــــــــوار
منبع:کتاب دشتستان و غضنفرالسلطنه اثر دکتر هیبت اله مالکی