حجاج اومه رودحله -سیدل که تو کله-یعنی حجاج رودحله امد و سادات را دستگیر و زندانی کرد
📜داستان حجاج و سیدهای حجاجی
📔حجاج بن یوسف سقفی در سال ۷۵هجری قمری با دولت نوپای بنی زبیر و کشتن عبداله
بن زبیر از سوی خلیفه وقت عبدالملک مروان والی کوفه ،بصره،عراق عجم(ایران مرکزی و غربی)
،اهواز،خوزستان،فارس و کرمان گردید حجاج بن یوسف سقفی که مردی سفاک و خونریز بود پس از رسیدن به ولایات متععد و استحکام قدرت خود،توجه خویش را بسوی شورشیان عرب و ایرانی گذاشت که در اهواز خوزستان گرد آمد بودند.
و البته تاریخ نویسان عرب در تواریخ خود این شورشیان را خوارج مینویسند.
"مستوفی" در "ظفرنامه " که بیشتر گفتارش را از " طبری "در " تاریخ الرسل و الملوک" آورده درخصوص سپاه فرستاد حجاج بن یوسف به جنگ خوارج (مخالفان خلیفه اموی)این گونه شرح میدهد:
📘حجاج ،مردم را از پیر و جوان ،تازی و ایرانیان میان
رودان،شهری و روستایی - چادرنشین و بیابانی،میان دو چیز آزاد میگذاشت یا جنگ کردن با کسانی که با دولت اموی سرکشی میکردند یا مرگ.
که مردم مجبور به پیوستن به سپاه تازی حجاج و جنگ با
هم میهنان خویش می شدند.
📓حجاج سپاهی انبوه به فرماندهی مهلب برای سرکوب
شورشیانی که در اهواز گردم هم آمده بودند فرستادو خود در بصره به گرداوری نیرو پرداخت و همواره به کمک مهلب سپاه می فرستاد .
📘نیروهای پایداری ایرانی و عرب در خوزستان جنگ های پیاپی با سپاه حجاج داشتند ولی چون دربارخلافت مال و لشکر فراوان به کمک حجاج می
فرستاد، ابتدا به بهبهان و پس از چندماه مقاومت به کازرون عقب نشینی کردند.مهلب فرمانده حجاج بن یوسف بدنبال نیروهای
پایداری ایران و عرب به کازرون لشکرکشی نموده و پس از یکسال کارزار سخت ،آنها را تا کرمان تعقیب میکند و شمار زیادی از شورشیان را ازدم تیغ میگذراند.
📕در هنگامی که نبرد سخت میگردید و عرب های شورشی(مخالفان اموی)امید پیروزی را از دست میدادند و شکست میخوردند، از ترس اسارت وشکنجه های وحشتناک حجاج که در تاریخ زبانزد هست به مناطق دوردست و بیابان ها و
بیشه زارهای کنار رودسپید که از سده ی یازدهم به بعد رودحله نامیده شد پناه می بردند، برای اینکه مردم بومی از بزرگداشت آنها فروگذاری نکنند خود را از سادات معرفی میکردند.
📕ایرانیان بنا به رسم و آیین بزرگ پرستی و احترام به اهل بیوتات یاخاندان های بزرگ که در آئین گذشتگان خود به آن ویس پوهران (بزرگ زادگان) می گفتند به آنها سادات می گفتند و از حرمت آنها هیچ فروگذاری نمی کردند. بگونه ای که پس از چند نسل در اندیشه ی جامعه بسته ی روستایی آن روزگاراین گونه جایگزین شد که چون در ادعیه پیامبر را سید قریش یا سید عرب نوشته اند پس اینان از فرزندان پیامبرند. زبانزد <حجاج اُمه رودحله-سیدل که تو کُلّه > نیز از همین جا سرچشمه میگیرد که هر کس گرفتار حجاج،این ستم پیشه بی پروا میگردید او را در زندان های انفرادی سقف کوتاه(مثل کُلّه) می کردند.
📓البته از میان این فراریان عرب که با سپاه اموی در ستیز بوده اند تعداد اندکی هم از آل
علی یا فرزندان عبداله بن عباس وجود داشته اند ولی تعداد آنها بسیار اندک بوده است
📖اما چرا استاد دکتر هیبت اله مالکی معتقد است عرب های پناهنده به دشتستان کمتر از ۱۰% از آل علی بوده اند. دلایل ایشان بشرح ذیل است:
۱.ریاست سراسر جنایت حجاج بن یوسف برکوفه،بصره و فارس از سال ۷۵هجری اغاز و در سال
۹۵با مرگ ان نابکار پایان پذیرفت.یعنی ۱۴سال پس از واقعه کربلا حجاج به ریاست رسیده است پس هنوزبازماندگان رسول خدا از۱۰۰یا نهایت ۲۰۰تن بیشتر نبوده اند.
۲.در رویداد کربلا بیشتر فرزندان علی بن ابیطالب بشهادت رسیدند.
۳.حضرت زین العابدین بازمانده قیام عاشورا در اخرین سال ریاست حجاج به شهادت رسیده است پس در سال ۷۵هجری که نبرد حجاج با نیروهای ایرانی-عرب مخالف حکومت اموی اغاز شده است هنوز نسل سومی از این خاندان آشکار نشده یا اگر
آشکار شده هم در آغاز جوانی یا نوجوانی است.
پس ان تعداد زیادی که خود را در ان تاریخ به خاندان پیامبر نسبت میدادند بیشتر کسانی بودند که میخواستند از ستمدیدگی و مظلومیت بازماندگان قیام کربلا بهره ور شوند و ایرانیان را خوب می شناختند که همواره پناه دادن به ستمدیدگان از ویژگی های برتر آنها بوده است پس بنام و نشان
سادات خود رامعرفی میکردند.
📙البته مردم دشتستان بعد از مدتی حقیقت امر بر انهامشخص گردید چون هر گاه در دشتستان کسی مدعی سیادت میشد و نمی توانست آن را ثابت کند یا این که دیگری ادعا میکرد این آقا که اکنون میگوید سید هستم تا چند سال پیش در روستای ما زندگی می کرد و ادعای سیادت نداشت مردم میگفتند این اقا سید "حجاجی" است یعنی سید مصلحتی است.
📚منابع تاریخی :تاریخ طبری-الکامل ابن اثیر-ظفرنامه حمداله مستوفی-فارسنامه ناصری
برگرفته از تاریخ دشتستان و غضنفرالسلطنه اثر دکتر هیبت اله مالکی