برازجان در عصر ساسانی-تنب گرو
📚آثار برازگان دوره ساسانی مشهور به تنب گرو(Tonbegoroo)
📕 در دامنه غربی رشته کوههای گیسکان آثاری از شهر تاریخی برازجان باستان دیده می شود. این شهر در دوره ساسانیان آباد بوده است اما درباره پیشینه تاریخی آن سخن گفتن کاری است دشوار. برای اینکه آثاری در این شهر باستانی که امروز به تنب گرو(خرابه گبران)اشتهار دارد دیده شده است که پیشینه تاریخی شهر را تا دوران مهر پرستی یعنی مقارن با روزگار پر رونق دولتی ایلام برای ما ثابت می کند.
📓از جمله قرائن تاریخی که شایان بیان است اکتشافی است عجیب که در حدود ۶۰ سال پیش از این توسط یک همشهری بنام مراد حسن زاده در تپههای اطراف این شهر به عمل آمده است.نامبرده در یکی از تپه های اطراف شهر مذکور کوزه ای بسیار بزرگ را از دل خاک بیرون میاورد و بعد ازاینکه سرکوزه را برمیدارد در درون ان اسکلت جسد یک انسان قوی هیکل را میبیند که بصورت ایستاده دفن کرده اند و زمانی که دست به استخوان ها می زنند استخوان ها پودر می شود و فرو می ریزد.
اما خرابه های به جا مانده از دوران باستان، ساختمانهای مخروبه و بقایای یک آتشکده و آب انبارهای متعدد ساروجی مدور و بیضوی شکل که در سطح وسیعی از شمال به سمت جنوب دره آردو، و از دره آردو تا انبار پوزتخته و از انبار پوزتخته به سمت مغرب تغییر جهت می دهد و تا زمین انبار انجیری موازی روستای بنداروز ادامه مییابد.
📖 هسته مرکزی شهر برازجان کهن همان تنب گرو بوده است که این شهر بر اثر زلزله ای در سال ۳۶۶ مهرگردی به طور کلی نابود گردید،کثرت ساختمانهای محصور و وجود آب انبارهای ساروجی متعدد بیانگر این اصل می باشد که این شهر دارای مردمی متمول و مرفه بوده است.
📕 پس از وقوع زلزله و ویرانی شهر برازجان بازماندگان حادثه مثل همیشه به دستههای متعددی تقسیم میشوند:
الف) گروهی به روستای بنداروز مهاجرت میکنند که همین مهاجرتها سبب اصلی رونق، عمران و آبادی روز افزون این روستا میشود به گونهای که همین روستا روزگاری محل زندگی خزانهدار یا "بندار" ناحیه دشتگان یا دستقان یا دشتستان بوده است .طبق قرائن و نشانهها و آثار موجود شهری بزرگ و پرجمعیت میشود که طول تقریبی آن بیش از نیم فرسنگ(سه کیلومتر)بوده است.
ب) عده ای از این سرزمین مهاجرت میکنند و به سرزمینهای دیگر میروند تا شاید مرگ یاران خویش را فراموش کرده و زندگی جدیدی را آغاز کنند.
ج) دستهای دیگر از مهاجرین شهر برازجان به شهر سفارگ یا صفاره وارد می شوند. شهر صفاره همان شهری است که بسیاری از نویسندگان جغرافیای تاریخی بعد از اسلام از این شهر نام برده اند و بعضی از آنها پیرامون آبادی و مزارع گسترده آن توضیحاتی داده اند. محل حقیقی مرکز این شهر تاریخی شمال روستای محمدآباد یا دهقاید در اراضی موسوم به تل خندق قرار داشته است اما محلات دیگر این شهر از روستای بارگاهی در شمال تا کنار رودخانه دالکی-روستای خور گاه گسترده بوده است. مورخین و نویسندگانی که از قرن سوم هجری به تالیف کتابهای تاریخی مبادرت ورزیده اند درباره شهر سفاره یا صفاره به صاد، اتفاق نظر دارند. چنانکه "استخری" مرکز دشت دستقان یا دشتگان را شهر صفاره می داند.
📒 آثاری که در این سالها در محلات مرکزی شهر صفاره موسوم به "تل خندق" از زیر خاک بیرون آورده شد، نشانگر تمدن پیشرفته این شهر باستانی می باشد. سازه بناهای "تل خندق" از آجر پخته بوده است. همچنین دیوارهایی بلند و پهناور از خشت خام در اطراف مرکز شهر دیده میشود که بی تردید باروی پهناور و رزین و مستحکم ارگ شهر بوده است. شایان بیان است که فرزانگان سالمند به یاد داشتند که چون دولت پهلوی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی شهربانی برازجان را به کاروانسرای مشیرالملک انتقال داد برای دیوارکشی میان سالن های این کاروانسرا به آجر پخته نیاز داشتند، راهنمایان بومی رئیس شهربانی وقت سرهنگ ثریا را از وجود انبارهای انباشته از آجر در پیرامون تل خندق آگاه کردند. سرهنگ ثریا پس از بازدید از محل، آجرهای بازمانده از بناهای ویران شده این شهر تاریخی را پسندید و دستور داد کارگزاران به تل خندق اعزام شدند و آجرها را از جرز ساختمانها بیرون میآوردند و به کاروانسرا انتقال میدادند و در دیوار کشی میان حجره ها و اتاق ها از آن ها استفاده می کردند.
📗البته در هنگام کند و کاو در همان سال دو صندوق آهنی بزرگ نیز از زیر خاک بیرون آوردند که رئیس شهربانی هر دو صندوق را به تهران فرستاد. ناگفته نماند در همین سالهای اخیر هم یک تندیس گوزن بلورین در تل خندق کشف شد که به گفته کارشناسان باستان شناسی به دوره سلوکیان تعلق دارد. پس از یافتن این گوزن بلورین در سال ۱۳۷۳ خورشیدی سازمان میراث فرهنگی نیز مدتها به کاوشگری در خرابههای شهر صفاره پرداخت و پس از چندی کمپ کاوشگران تل خندق برچیده شد .
📚برگرفته از تحقیقات تاریخی دکتر هیبت اله مالکی