شهدای ایران

سرداران شهید دشتستان وشهدای روستای خوشاب

 

1-2-اولین شهدای روستای خوشاب سردارشهید محمد رضا بیگ خوشابی(زیارتی)و حیدر بیگ در نبرد با پیر استعماردر جنگ مشهور "خوشاب" در سال 1273 هجری قمری مطابق با 1235هجری شمسی و1856 میلادی در بوشهر است.

3-سومین شهید این روستا محمد اسماعیل بیگ خوشابی در در جنگ سربست چغادک با انگلیس ها در سال 1294 شمسی مطابق با 1915 میلادی و 1338قمری است.

4-چهارمین شهید ،شهید عبدالرضا مختاری است که درسوم آذر 1359 شمسی در اندیمشک در در جنگ با متجاوزان عراقی به مقام رفیع شهادت نائل آمد.

5-پنجمین شهید سرافراز ،شهید علیرضا حسامزاده است که در سال 1367 در عملیات به شهادت رسید.

6-ششمین شهید سرافراز این روستا جانباز شهید حاج حسینعلی خسرو انجم در سال 1384 می بلاشد.

 

جنگ خوشاب

 

 

 

 

این نقاشی توسط یک نقاش انگلیسی از جنگ خوشاب برداشته شده است

 

جنگ خوشاب نبردی است که در هشتم فوریه ۱۸۵۷ میلادی بین سپاه ایران به فرماندهی شجاع‌الملک، حاکم وقت ایالت فارس و سپاه بریتانیا به فرماندهی ژنرال اترام در چند کیلومتری برازجان در نزدیکی روستای خوشاب اتفاق افتاد و به شکست نیروهای ایرانی منجر شد. این جنگ پس از واقعه هرات و با اشغال جزیره خارگ و بندر بوشهر در دسامبر ۱۸۵۶ رخ داد.

 

  • منبع مطلب بالا کتاب جنگ ایران و انگلیس در سال ۱۸۵۶، ترجمه حسن زنگنه، بوشهر، انتشارات شروع، ۱۳۸۷.می باشد.

 

  • زمان۸ فوریه ۱۸۵۷
    مکانروستای خوشاب، نزدیک برازجان
    نتیجهپیروزی ارتش بریتانیا
    جنگندگان
    سپاه ایرانارتش بریتانیا
    فرماندهان
    شجاع‌الملکژنرال اترام
    نیروها
    ۷،۰۰۰ تن۴،۶۰۰ تن
    تلفات
    ۷۰۰ تن، ۱۰۰ اسیر۱۹ تن، ۶۴ زخمی
     

    این جنگ در 8 کیلومتری شهر برازجان در کنار اتوبان فعلی بوشهر برازجان و در روستای خوشاب اتفاق افتاد.در این جنگ سنگر دلاوران ایرانی تل بزرگی به نام تل باغ میرزا بوده که امروز مدرسه راهنمایی بر روی ان احداث گردیده است .

  • در این جنگ دلاوران دشتستانی و اهالی روستای خوشاب از خود رشادت های بسیاری نشان دادند

  • که می توان به شهادت مردان بزرگی چون حیدر بیگ خوشاب خوشابی اشاره کرد.

     

     

     

     

     

     

     

مردان روستای خوشاب

کدخدی های روستای خوشاب

 

1-شهسوار بیگ خوشابی:

اولین کدخدای روستای خوشاب شهسوار بیگ خوشابی همان شخصی که برای اولین بار در این روستا سکنی گزید می باشد و با توجه به قدمت تاریخی این روستا اطلاعات چندانی از ایشان  در دست نمی باشد.اما این موضوع که ایشان به همراه خانواده خود برای اولین بار به این روستا مهاجرت می نماید واقامت می گزیند شکی نیست.

2-محمد رضا بیگ خوشابی :

اینکه محمد رضا بیگ چندمین کدخدای روستای خوشاب می باشد نمی توان اظهار نظر قطع به یقین نمود اما ایشان که اسطوره این روستا و شهرستان دشتستان وحتی می توان گفت استان بوشهر می باشد بین سالهای 1200 و1230 شمسی کدخدی این روستا بوده وبعد ها بدلیل نزاع ودرگیری در روستا از آنجا مهاجرت نموده وبه روستای زیارت نقل مکان می نماید.وعاقبت نیز به دست استعمارگر پیر انگلیس جنایتکار به شهادت می رسد.

3-مشهدی نور محمد بیگ خوشابی:

ایشان که از ساکنین قدیمی روستا بوده دربین سالهای 1250و1270شمسی کدخدای این روستا بوده است .ایشان یک پسر به نام محمد ویک دختر داشتند.نوادگان ایشان بعدها به شهر بوشهر وبرازجان مهاجرت می نمایند و اکنون از نوادگان ایشان در این روستا کسی سکونت ندارد.بدلیل ازدواج دختر مشهدی نور محمد بیگ با مختار بیگ کدخدی روستای چاه خانی بعضی از نوادگان دختری ایشان اکنون در آن روستا سکونت دارند.

 

4-شهسوار بیگ خوشابی(نادری):

 

شهسواربیگ فرزند غلامرضا بیگ خوشابی مردی متمول و تاجر بود که بین سالهای1270و1310 کدخدای این روستا بوده است.در زمان ایشان موقیت تجاری روستا از اهمیت بیشتری برخوردار می شود وایشان با تهیه مایحتاج کاروانهای تجاری و زیارتی که از طریق بندر بوشهر به کشورهای عربی مهاجرت می کردند صاحب موقعیت ممتازی در سطح منطقه می گردد.

 

5-اسداله بیگ خوشابی(مختاری)ومحمد اسماعیل بیگ گزبلندی(مالکی):

 

ایشان بعد از مرگ شهسوار بیگ وبعد از مدتی کدخدای روستای خوشاب گردیدند.اسداله بیگ فرزند محمد رضا بیگ اهل همان روستا ومحمد اسماعیل بیگ فرزند اهل روستای گزبلند بودند که با دادن خراج به خان برازجان ؛ابراهیم خان فرزند غضنفرالسلطنه در حدود یک سال کدخدی این روستا شدند.

 

6-شیخ احمد مشایخی:

 

بعد از مرگ میرزا محمد خان برازجانی ودر زمان ابراهیم خان فرزند ایشان از طرف دولت مرکزی(رضا شاه) به تمام نقاط ایران افراد ژاندارمری ونیروهای قزاق جهت خلع سلاح خوانین گسیل شدند .سرگرد اسفندیاری با اختیار تام از دولت مرکزی جهت خلع سلاح دشتستان و دشتی راهی برازجان می شود.ایشان بدلیل اذدواج با اقوام شیخ احمد مشایخی ایشان را به کدخدایی روستای خوشاب منصوب نمودند.وبعد از مدتی کدخدایی روستای خوشمکان را نیز به او واگذار کردند.ایشان بین سالهای 1214و1225 شمسی کدخدای این روستا بود و سرانجام بدست افراد ناشناس کشته شد.

 

7-شیخ محمد رضا مشایخی:

 

بعد از مرگ شیخ احمد ،دامادوپسرعموی ایشان شیخ محمد رضا مشایخی کدخدای روستاهای خوشاب و خوشمکان گردید.ایشانابه مدت کوتاهی بین سالهای 1220و1230 شمسی کدخدی این روستا بودند.

8- حاج سید محمد موسوی:

 حاج سید محمد موسوی از سادات صاحب احترام این روستا وفرزند سید حسین وبرادر زن حاج محمد بیلر بیگی کدخدای قدرتمند روستای عیسوند توانست با حمایت مردم ودر زیر حمایت بیلر بیگی که از قدرت قابل توجه ایی در سطح منطقه برخوردار بود بین سالهای1330و1355شمسی کد خدای این روستا شود.

9-محمد هاشم مختاری:

محمد هاشم بیگ فرزند ابراهیم بیگ و نواده محمد رضا بیگ به مدت یک سال واندی کدخدی این روستا بوده تا اینکه با انقلاب کبیر خمینی نظام فئودالیسم وخان و کدخدایی سرنگون گردید و نوای آزادی در همه جا طنین انداز گردید.

 

البته هیچکدام از کدخدایان این روستا اهل زور وظلم به مردم نبودند و همگی مورد حمایت مردم قرار داشتند .

سرداران شهید دشتستان

سرداران شهید دشتستان بزرگ در نبرد با استعمار انگلیس 

 

شهید میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی، محل شهادت،گردنه مهار امام زاده شاه پسرمرد

شهید میرزا محمود خان برادر غضنفر در مبارزه با تیپ سلحشور نادری در نینیزک برازجان

شهید علی فرزند ابول شیخی اهل بنداروز در جنگ سربست چغادک که بدنش قطعه قطه گردید.

شهید حاجی فرزند رئیس ملک اهل لرده برازجان قاتلین: شیخ عبدالرسول و شیخ ناصر چاه کوتاهی بودند

شهید فرهاد فرزند رئیس ملک اهل لرده برازجان قاتلین: شیخ عبدالرسول و شیخ ناصر چاه کوتاهی بودند

شهید محمد اسماعیل بیگ خوشابی

شهید سید عبدالله شاهروبندی توسط ایادی شیخ عبدالرسول چاه کوتاهی بین گردنه خون و کلمه – مقبره وی بعد از گردنه به طرف خون میباشد

شهید محمد حسن بیگ و حاج محمد بیگ خوشابی در جنگ با انگلیسی ها

شهید محمدرضا بیگ زیارتی و حیدر بیگ خوشابی در سال 1273 حوالی بوشهر با انگلیسی ها

شهید سه نفر از اهالی شبانکاره در جنگ سربست چغادک

شهید دونفر از اهالی روستای خون در حمله هواپیماهای انگلیسی

شهیده زوجه علی فرزند جمعه در جنگ خون در حمله هواپیماهای انگلیسی

شهید آقا علی پوراکبری،در جنگ با اسماعیل خان دست نشانده انگلیسی ها

شهیده زینب همسر مرحوم رییس غلامعلی اتابک زاده در جنگ لرده

شهید غلامرضا فرزند محمد اسماعیل اهل روستای ارغون برازجان

منبع:

کتاب دلاوران دشتستانی تالیف اسماعیل شهرسبزی

محمد رضا بیگ خوشابی و دالکی

خوانین دالکی از نسل محمد رضا بیگ خوشابی

 

پدربزرگ و نیای خوانین دالکی شخصی به نام محمد رضا بیگ بوده است. طایفه بزرگی به نام بیگی ها هستند که از گذشته در شهر برازجان و روستاهای خوشاب، خوش مکان، گزبلند، عیسوند، چاه خانی، دهقاید، ده نو پراکنده اند و زندگی می کنند و معمولا مردم رشید و تنومند و خوش اندامی هستند و این خاندان مدت ها پیش از آن در منطقه کوار فارس زندگی می کرده و حکومت داشته اند. محمد رضا بیگ در آغاز کدخدای روستای خوشاب بود اما چون با برخی افراد اختلافات و درگیری هایی که به خون ریزی انجامید پیدا کرد به روستای زیارت مهاجرت کرد و در آن جا جای گیر شد و به همین دلیل به محمد رضا بیگ زیارتی معروف گردید. محمد رضا بیگ شخصی بسیار شجاع و دلیر بود و در سال 1273 ق که دولت انگلیس به بوشهر حمله و آن جا را تصرف کرد به همراه نیروهای دشتستانی و تنگستانی در دفاع از خاک میهن شرکت کرد و دلاوری ها و شجاعت های کم مانندی از خود نشان داد و تلفات بسیاری به انگلیسی ها وارد آورد و با اقدامات بی باکانه خود آن ها را به ستوه آورد. یک بار هنگامی که همه یاران او کشته شدند و او به تنهایی از سوی نیروهای انگیسی در گوشه ای از شبه جزیره و در ساحل محاصره می شود و راهی برای فرار نمی یابد با اسب به آب می زند و پس از صدها متر شنا در حال اسب سواری از چنگ انگلیسی ها فرار می کند و خود را نجات می دهد. در زمانی دیگر و هنگامی که انگلیسی ها از شبه جزیره بوشهر بیرون آمده در خاک ایران پیشروی کرده و در جایی اردو زده بودند محمد رضا بیگ تفنگ به دست سوار اسب می شود و خود را در یک سوی اسب مخفی کرده و اسب را چهار نعل تا میان اردوگاه به حرکت درمی آورد و تا درب چادر ژنرال فرمانده قشون بیگانه که رنگ آن با بقیه چادرها متفاوت و معلوم بوده می راند و با ضرب چند گلوله ژنرال را از پای درآورده و خود نیز کشته می شود. جسد آن ژنرال در قبرستانی در محله سنگی بوشهر دفن شد و انگلیسی ها ستون آجری بزرگی به یادبود او بر سر گورش بنا کردند که هنوز وجود دارد و به گور ژنرال معروف است وجود این اثر تاریخی افتخاری برای ایران و دشتستان و زنده کننده یاد این دلاور مرد دشتستانی است.
پس از مرگ محمد رضا بیگ در 1273ق/ 1856م و زمانی پس از آن دالکی به تصرف خان برازجان درمی آید و مدتی بعد دالکی را به هیبت ا... بیگ فرزند محمد رضا بیگ واگذار می کنند و او از فارس به دالکی می آید و در آن جا ساکن می شود و به زودی مستقل می شود و منطقه را اداره می کند. هیبت ا... بیگ سه فرزند به نام های حسین بیگ نور محمد خان و محمد رضا بیگ داشته است. هیبت ا... بیگ در جنگ با حیدرخان در کمارج کشته شد و نور محمد خان جانشین او گردید (حدود 1910 م) در این زمان منطقه توسط شاه به نظام السلطنه فروخته شد و او به نور محمد خان به اجاره داد و سپس نور محمد خان لقب خانی گرفت.
شجره نامه خوانین دالکی
حاج محمد بیگ
محمد رضا بیگ
هیبت ا... بیگ
نور محمد خان ـ حسین بیگ ـ محمد رضا بیگ
ا... کرم بیگ ـ فتح ا... خان ـ منصور بیگ
نعمت ا... خان ( در گذشت 1379 ق)
کتاب (مشروطیت جنوب ایران ... بوشهر شناسی) حدود 1910 م پیرامو ن وضعیت جغرافیایی و حکومتی دالکی می نویسد " دالکی منطقه کوچکی که فقط شامل سه روستا است که محدود می شود از شرق به کوهستان، جنوب به سر حد برازجان که در حدود 3 مایلی قراولخانه می گذرد . غرب به سر حد در امتداد مرز برازجان در غرب باریکه تنگی واقع است که شامل نخلستان های پهناور سر کوردان می باشد و حدود 4/5 مایل در غرب رودخانه شور (دالکی) تا جایی که به کوهستانی پشت بی براء و مزارعی می رسد ادامه دارد. شمال به پل دالکی که در هر طرف آن جزکوه چیزی وجود ندارد. دالکی ملک نظام السلطنه است که خان ( نور محمد خان) سالانه حدود مبلغ 8200 تومان به نظام السلطنه و مبلغ 500 تومان به مغیث الدوله پیشکار ایشان می پردازد. عایدات دالکی شامل حدود 8000 تومان بابت خرما، هزاران تومان بابت مالیات کاروان ها و انحصار فروش غلات به آن ها است. روستاهای دالکی عبارتند از: دالکی ( با حدود 800 باب خانه) سرکوردان ( در غرب رودخانه) و قلعه سفید.
در حدود 1337 ق که انگلیسی ها مقاومت نیروهای محلی را در هم شکسته و وارد دشتستان شدند خوانین دالکی و میرزا محمد خان برازجانی نتوانستند در منطقه بمانند و به شیراز رفته و از سوی والی فارس تحت الحفظ نگه داشته شدند. نور محمد خان در شیراز با دختر یکی از خوانین قشقایی ازدواج کرد که یکی از دختران او از آن همسرش که گوهر تاج خانم نام دارد با حدود نود سال سن هنوز زندگی می کند. پس از دو سال وقتی که مرحوم دکتر مصدق از سوی دولت والی فارس شد خوانین دالکی هم برگشتند و در دالکی مستقر شدند. نور محمد خان و برادرش حسین بیگ هر کدام قلعه ای جداگانه در دالکی داشتند. در این زمان درگیری میان خوانین دالکی و قشون انگلیسی SPR که از شیراز به منطقه وارد شده بود رخ داد و نور محمد خان و حسین بیگ هر دو کشته شدند (1339ق). پس از آن آقا خان زیارتی ( ضرغام السلطنه) به مدت دو سال خان دالکی شد. تا این که فتح ا... خان فرزند حسین بیگ که شیراز بود قدرتی به دست آورد و برگشت و آقا خان را کنار زد و خان دالکی شد. پس از فتح ا... خان که در سال 1316 ش توسط فرد ناشناسی در منزلش به قتل می رسد فرزند او به نام نعمت ا... خان جانشین او می شود . در زمان تجاوز نیروهای انگلیسی به جنوب ایران خوانین دالکی جز متحدین میرزا محمد خان و مخالفین انگلیسی ها بودند. خوانین دالکی شهرت خود ( صولتی) را از لقب حسین بیگ ( صولت لشکر گرفته است. برخی از افراد سرشناس و محترم این خاندان عبارتند از آقایان امرا... خان، حسین خان ، ناصر خان و منصور خان صولتی فرزندان مرحوم هیبت ا... خان ، حاج حبیب ا... خان صولتی ( پدر شهید) فرزند مرحوم نعمت ا... خان.
منابع مورد استفاده: ( عملیات در ایران ) ـ ( طوفان در ایران ) ـ ( فارس و جنگ بین الملل) ـ ( اسناد جنگ جهانی اول ، بیات) ـ (مشروطیت جنوب ایران) ـ ( فارسنامه ناصری) ـ ( دشتستان کبیر) ـ ( جایگاه دشتستان درسرزمین ایران ) ـ ( واسموس ، فن میکوش ) ـ ( جنگ انگلیس و ایران

محمد رضا بیگ خوشابی

محمد رضا بیگ خوشابی به روایت روزنامه اتحاد جنوب و به قلم ماشااله کازرونی

يكي از سرداران دلاور خطه دشتستان محمد رضا بيگ زيارتي فرزند حاجي بيگ قاسم بيگ يمي باشد. طايفه بيگ ها از نژاد اصيل ايراني هستند كه در مناطق دشتستان از جمله خوشاب ـ گزبلندـ دالكي ـ كلل ـ برازجان ـ عيسوند ـ چاه عربي ـ زيارت ـ دهقايد ـ ده نو ـ چاه خاني و ديگر نقاط پراكنده مي باشند. اين طايفه در طول تاريخ همواره از پيشمرگان دفاع از ايران بوده اند و به ويژه در جنگ هاي سه گانه دلير مردان خطه جنوب با دولت استعماري انگليس در صف مقدم نيروهاي رزمنده ايراني با دشمن نبرد كرده اند. محمدرضا بيگ كدخداي روستاي خوشاب و پدربزرگ خانواده صولتي و عمومي شهسواري ها مي باشد. به خاطر درگيري ها و اختلافات محلي و كشته شدن همسرش از خوشاب مهاجرت و در روستاي زيارت دشتستان ساكن مي شود و به نام زيارتي خوانده مي شود. محمد رضا بيگ دشمن سرسخت انگليس و همواره با نيروهاي انگليس مستقر در بوشهر درگيري داشت به طوري كه انگليسي ها براي دستگيري او جايزه تعيين كرده بودند. جنگ هرات 1273 و فتح آن شهر به دست حسام السلطنه و التيماتوم دولت انگليس به دولت ايران مبني بر تخليه شهر هرات كه در نهايت به تلافي آن انگليس ها بوشهر و خارگ را تصرف و نيروهايشان در بوشهر و خارگ پياده مي شوند و پرچم ايران را از دارالحكومه پايين آورده و پرچم انگليس را بر روي آن بالا مي برند كه اين به معني تجزيه بوشهر و خارگ از ايران و الحاق آن به امپراتوري بريتانيا مي باشد. كاپيتان جونز قبل از آن به دريا بيگي حاكم بوشهر اعلام كرده بود كه ما اتباع بريتانيا را از بوشهر خارج و شما حافظ اموال ما هستيد و دريا بيگي هم پذيرفته بود. روز 21 ربيع الاول همان سال ابتدا سه كشتي جنگي و روز چهارم ربيع الاول 30 كشتي جنگي در خود بوشهر لنگر مي اندازند و مقدار كشتي هاي پشتيباني در نواحي بصره براي خريد غله و علوفه و گوسفند مستقر مي شوند. سردار كل كشتي هاي جنگي انگلستان اترم و سپاه او 2270 توپچي و سرباز انگليس و ايرلندي 3400 سرباز هندي و 3750 نفر سپاه چريك 0/ 1150 سر اسب سواري 450 گاو ارابه كش و 8 كشتي آتش بار بود و از اين ازدحام گويي شهري روي دريا ايجاد شده
( فارس نامه ـ ناسخ التواريخ) و چون ورود اين همه نيروي جنگي به بوشهر سابقه نداشت و حكومت ايران سپاهي براي مقابله فراهم نكرده بود. مگر اين كه محمد علي خان سرتيپ فوجي از دو سر دسته سرباز داشت. محمد علي خان روز پنجم ربيع الثاني همان سال وت مي كند و برادرش رستم خان كفيل سربازها مي شود. دريا بيگي ورود سربازان و كشتي هاي جنگي انگليس را به مويد الدوله خبر مي دهد و او تدارك كارزار را مي بيند. روز هشتم همان ماه محمد قليخان ايلخان قشقائي و برادرزاده او لطفعلي خان با فوج سرباز و هزار نفر سوار قشقائي و چهار اراده توپ روانه برازجان و روستاي نينيزك مي كند و در همان روز شجاع الملك نوري شيرازي با سپاهي از شيراز عازم برازجان و روستاي خوشاب مي شود. باقر خان تنگستاني با 400 نفر تفنگچي آماده كارزار مي گردد روز نهم ربيع الثاني انگليسي ها در هليله بوشهر و خارگ نيرو پياده مي كنند فوج سربازان را نيروهاي انگليس، هندي، سندي و بلوچ تشكيل
مي دادند و 30 ارابه توپ در كنار دريا مستقر و قلعه بهمني را كه محل استقرار نيروهاي ايراني بود به گلوله مي بندند. باقرخان و نيروهايش در قلعه بهمني به كمك نيروهاي ايراني مي باشند. و نيروهاي مردمي به دفاع از مرزهاي آبي بپردازند. قلعه از زمين و دريا زير آتش توپخانه انگليسي ها قرار مي گيرد و پياده نظام دشمن از هليله عازم بهمني و ري شهر مي شود به پيشروي خود ادامه مي دهد. سحرگاهان همان روز به پشت ديوار قلعه مي رسند. نبرد رو ياروي آغاز و باقر خان تنگستاني دلاور ايراني و فرزند رشيدش احمد خان و شيخ حسين چاهكوتاهي دموخ از كثرت نيروهاي دشمن نهراسيدند و مردانه در مقابل لشكر جرار انگليسي ايستادگي و بيش 740 نفر از سربازان دشمن را به هلاكت رساندند و از مدافعين وطن هم 72 نفر از آن جمله احمد خان تنگستاني فرزند رشيد باقرخان كه با رشادت هايش دشمن را به زانو درآورده بود به شهادت مي رسد. توپخانه سنگين انگليسي ها مدافعين را وادار به عقب نشيني مي كند. خبر جنگ رشيد و شهادت احمد خان به محمد رضا بيگ مي رسد. محمد رضا بيگ سوار بر اسب براي ياري رساندن به باقرخان وارد بوشهر مي شود. شهر بوشهر تماما در تصرف و اشغال سربازان انگليسي است دشمن براي دستگيري محمد رضا بيگ جايزه تعيين كرده و او را شناسايي و محاصره مي كنند. محمد رضا بيگ با شجاعت كم نظير از ميان نيروهاي دشمن با جنگ و گريز خود را به طرف ظلم آباد (صلح آباد كنوني) مي رساند. ناگهان متوجه مي شود كه سربازان از سه طرف او را محاصره و تنها راه گريزش زدن به درياست و او يك بار ديگر خاطره حماسي جلال الدين خوارزمشاه سردار بزرگ ايراني را زنده مي كند. تاريخ مي نويسد زماني كه چنگيز خان مغول براي تصرف ايران بزرگ از مغولستان عازم سرحدات ايران در تاجيكستان مي شود و شهرهاي آباد ايران را يكي بعد از ديگري فتح و ويران مي كند. جلال الدين خوارزمشاه براي دفع دشمن به جنگ چنگيز مي رود و بعد از دلاوري هاي سيار دشمن او را به حاشيه رود آمون دريا مي كشاند به اميد اين كه او را دستگير نمايد و يا از پاي درآورد. جلال الدين هنگامي كه خود را در محاصره كامل دشمن مي بيند از رود خروشان سند نمي هراسد و با اسب خود را به دريا مي زند و در ميان حيرت چنگيز درياي خروشان را طي و اسبش او را سالم به آن طرف آمون دريا مي رساند. در اين زمان چنگيز آرزو مي كند كاش چنين پسري داشتم و به تدارك نيروهاي تازه نفس مي پردازد. سردار دشتستاني ما هم از درياي مواج خليج فارس نمي هراسد و اسب خود را به دريا مي زند. اسبش چهار نعل، دريا را طي و در جزيره كوچك عباسك نزديك شيف سم اسبش جدا، ليكن سوار گرد خود را سالم به خشكي مي رساند و دشمن را در ساحل بوشهر به آفرين و تماشا وا مي دارد. محمد رضا بيگ مجددا تدارك حمله به دشمن را فراهم مي كند و اين بار به اتفاق چهار نفر از نزديكانش از جمله محمد حسن بيگ خوشابي وارد بوشهر مي شود. بوشهري كه كاملا در تصرف دشمن غدار است و قهرمانان حماسي دشتستان با وجود قلت به قلب دشمن يورش مي برند و نيروهاي خصم را يكي بعد از ديگري از پاي در مي آورند. آخرالامر محمد حسن بيگ خوشابي زخمي و سه نفر ديگر اسير مي گردد. محمد رضا بيگ با اين كه نيروهاي متعدد به او اصابت كرده باز هم با دلاوري نبرد و فرماندهان انگليسي را از پاي در مي آورد. تا آن جا كه اسبش كشته و محمد رضا بيگ پياده با دشمن تا دندان مسلح به جنگ مي پردازد. تاريخ مي نويسد هنگامي كه تفنگ از دست او مي افتد با شمشير و سر نيزه نيروهاي انگليس را مي كشد و در نهايت بر اثر اصابت 35 گلوله و زخم كاري سردار بزرگ دشتستان از پاي در مي آيد و به شهادت مي رسد و حماسه ماندگار مقاومت را از خود به يادگار مي گذارد. قبر اين رشيد راه عزت و سربلندي ايران به صورت گمنام و مخروبه در روستاي زيارت برازجان قرار دارد و سنگ قبرش در حال متلاشي شدن است. كه جا دارد بنياد شهيد و استانداري بوشهر و فرمانداري دشتستان نسبت به بازسازي قبر اين مجاهد نستوه اقدام و ياد دلداده او را در سالروز شهادتش با شكوه هر چه تمام تر برگزار نمايند. شاعري پس از شهادتش اين شعر را برايش سروده است
عجب شيري ز خوشاب پا گرفته ـ به ضرب سيف زيارت جا گرفته ـ ببينيد رتبه اولاد حاجي ـ كه آب از چشم خصم و شاه گرفته

روستای خوشاب دشتستان

                          روستای خوشاب

 

روستای خوشاب از توابع بخش مرکزی شهرستان دشتستان می باشد که حدودا در 8 کیلومتری مرکز شهرستان قرار دارد و نزدیک به روستاههای گزبلند و خوش مکان می باشد.این روستا دارای جمعیتی بالغ بر 800 نفر می باشد.

قدمت تاریخی روستا به حدود 700 سال قبل باز می گردد.در ان زمان شهسوار بیک خوشابی از نوادگاه محمد قاسم بیگ مهره دار افشار  راهی دشتستان می شود وبه جهت داشتن منابع زیر زمینی اب شیرین در این مکان سکنی می گزیندو آن را خوشاب می نامد.

درآمد اولیه ایشان و فرزندانش از طریق ارائه خدماتی از قبیل غذا،محل استراحت ،آب وعلوفه چهارپایان کاروانهای تجاری که اجناس و کالاهای ایرانی را جهت بارگیری و صادرات از سمت شیراز به بندر بوشهر حمل می کردند تامین می شدو بعدها اقدام به پرورش دام و کشاورزی نمودند.

آثار تاریخی این روستا شامل

1. تل باغ میرزا

 2. قلعه کهنه

 3. تل کندولسی می باشد.

1-تل باغ میرزا :تپه وسیعی است که در سمت غرب روستا واقع شده که در زمان جنگ انگلیس و ایران در جبهه خوشاب سنگر دلاور مردان خوشابی به فرماندهی محمد رضا بیگ زیارتی و حیدر بیگ خوشابی بوده است.

2-قلعه کهنه:این نام از قدیم توسط افراد قدیمی به تلی که در سمت جنوب غربی روستا واقع شده  اطلاق می شد،اما هیچ کس به این نام توجه نمی نمود.تا اینکه بر اثر جابجایی قسمتی از خاک سطح ان،معلوم شدکه در این مکان قلعه ای قدیمی ازجنس خشت خام با سر در وسر پنجره های طاقی شکل مدفون می باشد.

3-تل کندولسی:این تپه وسیع که در کنار تل قلعه کهنه و تل باغ میرزا قرار گرفته است نیز با توجه به نشانه هایی از کوزه های شکسته ،جیر وآجرهای پخته بر روی ان نشان ازوجود تمدنی نحفته در خاک دارد

4-تل مورو:این تل که سابقا در کنار تل باغ میرزا قرار داشت واز نظر مساحت و وسعت نسبت به سه تل دیگر کوچکتر بود بدلیل عدم توجه میراث فرهنگی شهرستان دشتستان و ایجاد منازل مسکونی از بین رفته و اکنون اثری از آن نیست.البته هنگام برداشتن خاکهای سطحی این تپه تعدادبسیاری کوپال که مربوط به منجنیق می باشد و چندین کوزه شکسته نیز پیدا شد که بدون توجه رها گردیدند.

5-تل دیگری نیز در نزدیکی تل های مذکور است که البته بدلیل احداث منزل مسکونی بر روی ان دچار تخریب گردیده است. هنگام برداشت خاک از این تل وجود خاکهایی با رنگ متفاوت و آجرهای پخته که همگی نشان از وجود سکنی در مکان مورد نظر در سالیان بسیار دور دارد یافت گردییند

.مردمان محلی این تل را که به تل گز اسد محمد قاسم شهرت دارد سابقا کارخانه قلیان سازی یا محل به عنوان اقامت گاه جهت اسکان کاروانهای تجاری می دانند.

 

با کمال تاسف سازمان میراث فرهنگی شهرستان دشتستان بدون تفاوت نسبت به اتفاقات افتاده در این روستا شاهد تخریب اماکنی است که

 تاریخ این مرز وبوم دران نهفته گردیده است.حتی عمل سازمان میراث فرهنگی نسبت به ثبت یک از تل های مذکور بدون اجازه مالکان ان و جلوگیری ازاعمال حق ماکیت مالکان ملک مذکور موجب گردیده است تا مردمان محلی نسبت به اشیا پیدا شده ویا اتفاقات افتاده بی تفاوت باشند.

امید است که سازمان میراث فرهنگی با انجام عملی که هم رضایت ماکین را در بر داشته وهم از ازبین رفتن چنین اماکنی جلوگیری نماید اقدام مقتضی را به عمل آورد.